
با بهترین فیلم های کیانو ریوز آشنا شوید.
هنرپیشههای متعددی را میشناسیم که نام و چهره آنها با ژانر اکشن مترادف شده است. افرادی ورزیده، پرابهت و خوشاندام که معمولا بیشتر از سایر بازیگران میدرخشند و جلب توجه میکنند. کیانو ریوز، ستاره جان ویک، یکی از همین افراد است که هرگاه صحبت از فیلمهای اکشن هالیوود به میان میآید، نامش را بسیار میشنویم. عمده شهرت او به خاطر ایفای نقش در مجموعههای ماتریکس و جان ویک است که هردو از محبوبترین فرنچایزها در سالیان اخیر هستند. مملو از صحنههای تعقیب و گریز، مبارزههای تنبهتن و بارانی از گلولههای مرگبار که آدرنالین خون را بهشدت بالا میبرند. در اینجا قرار است که به معرفی هفت فیلم برتر در کارنامه کیانو ریوز بپردازیم. با سایت نایروتایمز همراه باشید.
Point Break

- کارگردان: کاترین بیگلو
داستان نفوذ ماموری جوان به درون یک باند خلافکار که استاد سرقتهای جسورانه از بانکها هستند. این مامور پلیس که جانی یوتا نام دارد، اولین نقش مهم کیانو ریوز به حساب میآید. یوتا به دنبال ماجراجویی نیست و مثلِ هر پلیسی فقط در این فکر است که اعضای باند را تعقیب، ردیابی و بازداشت کند. اما کمکم متوجه میشود که آنها صرفاً سارقان بانک نیستند، بلکه جماعتی آرمانگرا هستند و این کار را با هدف سرپیچی از سیستم انجام میدهند. با گذشت زمان، او ارتباط عمیقتری با این آدمها و رهبرشان برقرار میکند و در انجام وظیفهاش دچار تردید میشود.
Speed

- کارگردان: یان ده بونت
در جایگاه بعدی، فیلم سرعت را داریم که یکی دیگر از بهترین فیلم های کیانو ریوز است. او در نقش جک تراون ظاهر شده است؛ پلیسی کاربلد که بهناگاه در مخمصه بزرگی میافتد. جک به وجود بمبی در یک اتوبوس شهری پی میبرد که اگر سرعت اتوبوس به زیر ۵٠ مایل در ساعت برسد، انفجار آن حتمی است. برای جلوگیری از این فاجعه عظیم، که در صورت وقوع منجر به مرگ دهها نفر خواهد شد، جک اتوبوس را با سرعت زیاد در خیابانها هدایت میکند و به طور همزمان در تلاش برای خنثی کردن بمب است.
The Matrix

- کارگردان: خواهران واچوفسکی
ماتریکس در دسته فیلمهایی قرار میگیرد که عصر جدیدی را در صنعت سینمای آمریکا آغاز کردند. این فیلم، یک پدیده استثنایی بود که در تاریخ سینما جاودانه شد و تاثیر زیادی بر فیلمهای پس از خود گذاشت. داستان ماتریکس درباره یک هکر کامپیوتر است که با نام مستعار «نئو» شناخته میشود. نئو با فهمیدن اینکه دارد در یک جهان دیجیتالی زندگی میکند _ جهانی که توسط ماشینها و برای به بردگی کشیدن بشریت ساخته شده است _ از خواب سنگین غفلت بیدار میشود. او با کمک دو راهنما، مورفئوس و ترینیتی، علیه ماشینها به پا میخیزد تا همنوعان خود را آزاد کند.
The Matrix Reloaded

- کارگردان: خواهران واچوفسکی
قسمت دوم ماتریکس، محصول ٢٠٠٣ که چهار سال بعد از قسمت نخست به نمایش درآمد، گام بعدی سفری است که نئو برای آزادسازی انسانها در پیش گرفت. این بار خبر میرسد که لشکر بزرگی از ماشینها آماده هستند تا در جنگی تمامعیار شرکت کنند؛ نبردی سرنوشتساز که اگر با شکست انسانها همراه باشد، ممکن است در انتها به نابودی شهر زایان منجر شود. اما به نظر نمیرسد که نئو آماده جنگ باشد، زیرا درگیر تصورات و کابوسهای متعددی درباره مرگ ترینیتی است.
Constantine

- کارگردان: فرانسیس لارنس
فیلم کنستانتین، اقتباسی کمنظیر از کمیکهای DC و یکی دیگر از بهترین فیلم های کیانو ریوز است. قصه فیلم بر شخصیت جان کنستانتین تمرکز دارد که یک کارآگاه مرموز و متخصص علوم ماورایی است؛ مردی بیپروا که میتواند با موجودات اهریمنی ارتباط برقرار کند. او پس از ملاقات با زنی به نام آنجلا، که خواهرش به طرز عجیبی خودکشی کرده است، متوجه حضور گروهی از شیاطین جهنمی در میان انسانها میشود. سپس توطئهای را کشف میکند که پسر لوسیفر، پادشاه جهنم، و سایر نیروهای ماورایی در آن نقش دارند.
John Wick

- کارگردان: چاد استاهلسکی
یک دهه از انتشار فیلم جان ویک میگذرد و در این مدت، سه دنباله، یک پیشدرآمد، یک سریال تلویزیونی و صدها میم اینترنتی را شاهد بودهایم که نشان از جایگاه مهم آن در فرهنگ عامه دارد. این فیلم درباره آدمکش بیرحمی است که از باندهای تبهکار جدا میشود تا در آرامش و مانند یک آدم عادی زندگی کند. با این حال، اتفاقی دردناک او را به دنیای جنایتکاران بازمیگرداند: جمعی از گانگسترها که در سودای تصاحب اتومبیل او هستند، تولهسگ جان را که تنها یادگار همسر مرحومش بوده است میکُشند. حالا جان هدفی جز انتقام از قاتلان سگش ندارد.
John Wick: Chapter 4

- کارگردان: چاد استاهلسکی
در این قسمت، جان ویک در حال مقابله با سازمان پرنفوذی است که قاتلان جهان را رهبری میکند. او همچنین زیر نظر دشمنانی قدرتمند است که در هر گوشهای برای شکار او کمین کردهاند. ویک مجبور میشود از نیویورک به اوزاکا، برلین و پاریس سفر کند تا راهی برای رها شدن از دست اينهمه دشمن بیابد. اما سفر ویک بیخطر نیست و انتقامجوی تنها را به شرکت در مبارزههای سهمگینی وامیدارد. مجموعِ این مبارزهها حدود سه ساعت به طول میانجامد که بسیار طولانیتر از فیلم اول (با زمان صد دقیقه) است. با وجود این، قسمت چهارم از همه لحظاتش بهدرستی استفاده میکند و حتی یک دقیقه را هم هدر نمیدهد.








